ترجمه "infrangible" به فارسی

نشکستنی, (از هم) جدانشدنی, تجزیه ناپذیر بهترین ترجمه های "infrangible" به فارسی هستند.

infrangible adjective دستور زبان

Unbreakable, indestructible, or very difficult to break. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشکستنی

  • (از هم) جدانشدنی

  • تجزیه ناپذیر

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • تخلف ناپذیر
    • زیر پا نگذاشتنی
    • سرپیچی ناپذیر
    • غیرقابل عدول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " infrangible " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "infrangible" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "infrangible" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه