ترجمه "infrared" به فارسی
فروسرخ, فرو سرخ, مادون قرمز بهترین ترجمه های "infrared" به فارسی هستند.
electromagnetic radiation of a wavelength longer than visible light, but shorter than microwave radiation, having a wavelength between 700 nm and 1 mm [..]
-
فروسرخ
having the wavelength in the infrared [..]
Tree frogs can modulate their infrared output.
غورباقه هاي درختي مي تونن بسامد خروجي فروسرخ خودشون رو تنظيم کنن.
-
فرو سرخ
adjective nounOn the left-center is an infrared camera.
در سمن چپ میانه دوربین فرو سرخ قرار دارد.
-
مادون قرمز
Light that is beyond red in the color spectrum. While the light is not visible to the human eye, infrared transmitters and receivers can send and receive infrared signals.
And the cameras down there were not equipped for infrared.
و دوربین های آن قسمت به مکانیزم مادون قرمز مجهز نبودند.
-
فرو قرمز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " infrared " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "infrared"
عباراتی شبیه به "infrared" با ترجمه به فارسی
-
فرو سرخ
-
آشیانهیابی فروسرخ
-
تابش زیر قرمز · تابش فروسرخ · فروسرخ
-
طيفنمایی ان.آي.آر · طيفنورسنجي زيرقرمز · طیفنمایی فروسرخ نزدیک · طیفنورسنجی فروسرخ · طیفنورسنجی فروسرخ نزدیک
-
طيفنمایی ان.آي.آر · طيفنورسنجي زيرقرمز · طیفنمایی فروسرخ نزدیک · طیفنورسنجی فروسرخ · طیفنورسنجی فروسرخ نزدیک
-
عکاسی مادون قرمز
-
طيفنمایی ان.آي.آر · طيفنورسنجي زيرقرمز · طیفنمایی فروسرخ نزدیک · طیفنورسنجی فروسرخ · طیفنورسنجی فروسرخ نزدیک
-
ستارهشناسی فروسرخ