ترجمه "infuriate" به فارسی
آتشی, (بسیار) خشمگین کردن, (قدیمی) عصبانی بهترین ترجمه های "infuriate" به فارسی هستند.
infuriate
adjective
verb
دستور زبان
to make furious or mad with anger; to enrage [..]
-
آتشی
for some reason this infuriated the father.
همین مسأله پدرش را آتشی کرد.
-
(بسیار) خشمگین کردن
-
(قدیمی) عصبانی
-
ترجمه های کمتر
- آتشی کردن
- از جا درکردن
- از کوره در کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " infuriate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "infuriate" با ترجمه به فارسی
-
آتش کردن · آتشي كردن · خشمناک · خشمگین کردن
-
خشمگین سازی · عصبانیت
-
آتش کردن · آتشي كردن · خشمناک · خشمگین کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن