ترجمه "infuriated" به فارسی
آتش کردن, آتشي كردن, خشمناک بهترین ترجمه های "infuriated" به فارسی هستند.
infuriated
adjective
verb
دستور زبان
Extremely angry [..]
-
آتش کردن
-
آتشي كردن
-
خشمناک
adjective -
خشمگین کردن
I think I know what infuriates you, Veil.
فکر کنم بدونم چی تو رو خشمگین کرده ، ویل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " infuriated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "infuriated" با ترجمه به فارسی
-
(بسیار) خشمگین کردن · (قدیمی) عصبانی · آتشی · آتشی کردن · از جا درکردن · از کوره در کردن
-
خشمگین سازی · عصبانیت
-
(بسیار) خشمگین کردن · (قدیمی) عصبانی · آتشی · آتشی کردن · از جا درکردن · از کوره در کردن
-
(بسیار) خشمگین کردن · (قدیمی) عصبانی · آتشی · آتشی کردن · از جا درکردن · از کوره در کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن