ترجمه "ingoing" به فارسی

داخل شونده, درون رو, درون سوی بهترین ترجمه های "ingoing" به فارسی هستند.

ingoing adjective noun دستور زبان

going in; entering [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • داخل شونده

  • درون رو

  • درون سوی

  • وارد شونده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ingoing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ingoing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه