ترجمه "ingrain" به فارسی

رزیده, نیوشاندن, نیوشیده بهترین ترجمه های "ingrain" به فارسی هستند.

ingrain adjective verb noun دستور زبان

To make something deeply part of something else, either literally or figuratively. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رزیده

  • نیوشاندن

  • نیوشیده

  • ترجمه های کمتر

    • کامل
    • (از پیش) رزیدن
    • (به طور ژرف و پایدار) جایگزین کردن
    • (فرش و غیره) ساخته شده از نخ رزیده
    • (مجازی - به صورت اسم مفعول) ریشه دارکردن
    • (نخ و لیف و غیره) رنگرزی شده
    • (پشم یا نخ و غیره را پیش از بافندگی) رنگرزی کردن
    • تمام عیار
    • رنگ آکند کردن
    • رنگ کردن
    • عجین شده
    • عجین کردن
    • نخ پیش رزیده
    • پیش رزیده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ingrain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ingrain" با ترجمه به فارسی

  • (در نهاد) سرشته شده · تمام و کمال · جایگزین · رنگ آکند · رنگرزی شده · عجین شده · نیوشیده · پر و پا قرص · پیش رزیده · کامل
  • (در نهاد) سرشته شده · تمام و کمال · جایگزین · رنگ آکند · رنگرزی شده · عجین شده · نیوشیده · پر و پا قرص · پیش رزیده · کامل
اضافه کردن

ترجمه های "ingrain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه