ترجمه "inhabit" به فارسی
باشیدن, (قدیمی) وجود داشتن در, در زیستن بهترین ترجمه های "inhabit" به فارسی هستند.
inhabit
verb
دستور زبان
(transitive) To live or reside in some place [..]
-
باشیدن
-
(قدیمی) وجود داشتن در
-
در زیستن
-
ترجمه های کمتر
- زندگی کردن
- ساکن بودن در
- ساکن شدن
- سکونت گزیدن در
- مسکن گزیدن
- مسکون کردن
- منزل کردن
- موجود بودن در
- نشیمند بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inhabit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Inhabit
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Inhabit" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Inhabit در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "inhabit" با ترجمه به فارسی
-
اقامت · حق سکنی · درزیستی · سکنی گزینی · سکونت · نشیمندی
-
سکنه، باشندگان، مقیمان، نفوس
-
اقامت · حق سکنی · در زیستی · سکونت · محل سکونت (inhabitance هم می گویند) · نشیمندی
-
بود باش · سکنی · مسکن
-
(مهجور) غیرقابل سکنی · در زیست ناپذیر · در زیست پذیر مسکونی (habitable هم می گویند) · قابل زندگی · قابل سکنی
-
شهری با چند میلیون جمعیت
-
ahāli · ğam'ijjat · اهل (اهالی) · باشنده · جمعیت · درزیستگر · ساکن · ساکن (سکنه) · نشیمند
-
دارای سکنه · زیستگردار · مسکونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن