ترجمه "inharmonious" به فارسی
ناسازگار, متضاد, ناساز بهترین ترجمه های "inharmonious" به فارسی هستند.
inharmonious
adjective
دستور زبان
Lacking accord or agreement [..]
-
ناسازگار
so that the talking was done in duos and trios more or less inharmonious.
از این رو گفتگوها در گروههای دو یا سه نفری کم و بیش ناسازگار انجام میگرفت.
-
متضاد
-
ناساز
-
ترجمه های کمتر
- نامتوافق
- ناهماهنگ
- ناهماوا
- ناهمساز
- بی آهنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inharmonious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inharmonious" با ترجمه به فارسی
-
عدم توافق · ناجوری · ناموزونی
-
عدم توافق · ناسازگاری · ناسازی · ناهماهنگی · ناهماوایی · ناهمسازی
-
بطور ناجور · بطور ناموزون
-
عدم توافق · ناجوری · ناموزونی
-
بطور ناجور · بطور ناموزون
-
عدم توافق · ناسازگاری · ناسازی · ناهماهنگی · ناهماوایی · ناهمسازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن