ترجمه "inhibitor" به فارسی

بازدار, بازدارنده (به ویژه دارو یا ماده ای که جلو کنش و واکنش بدنی یا شیمیایی را می گیرد), جلوگیر (inhibiter هم می نویسند) بهترین ترجمه های "inhibitor" به فارسی هستند.

inhibitor noun دستور زبان

(chemistry) Any substance capable of stopping or slowing a specific chemical reaction. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازدار

    noun
  • بازدارنده (به ویژه دارو یا ماده ای که جلو کنش و واکنش بدنی یا شیمیایی را می گیرد)

  • جلوگیر (inhibiter هم می نویسند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inhibitor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Inhibitor
+ اضافه کردن

"Inhibitor" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Inhibitor در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "inhibitor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "inhibitor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه