ترجمه "inhospitable" به فارسی
نامساعد, ناخوشایند, بخیل بهترین ترجمه های "inhospitable" به فارسی هستند.
inhospitable
adjective
دستور زبان
(of a person) Not inclined to hospitality; unfriendly, [..]
-
نامساعد
If earth were much larger, hydrogen gas would not escape our atmosphere and our planet would be inhospitable to life.
چنانچه زمین بسیار بزرگتر از آنچه هست میبود گاز ئیدروژن نمیتوانست اتمسفر را ترک کند، و جوّی نامساعد برای حیات به وجود میآمد.
-
ناخوشایند
adjectiveWith so much at stake, he did not want to appear inhospitable.
با وجود ان همه پولی که قرار بود سرمایه گذاری بشود دلش نمیخواست رفتارش ناخوشایند باشد
-
بخیل
-
ترجمه های کمتر
- نادوستوار
- نامهربان
- (آب و هوا) بد
- (سرزمین) بی آب و علف
- بد آب و هوا
- نامهمان دوست
- نامهمان نواز (در برابر: hospitable)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inhospitable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Inhospitable
-
ناسازگار ، تندخوی . بدمزاج . ناموافق . ستیزه جو. بدسلوک . ناملایم .
عباراتی شبیه به "inhospitable" با ترجمه به فارسی
-
مهمان ننوازی
-
بدون مهمان نوازی
-
بدمیزبانی · نادوستواری · نامهربانی · نامهمان دوستی · نامهمان نوازی
-
بدمیزبانی · نادوستواری · نامهربانی · نامهمان دوستی · نامهمان نوازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن