ترجمه "injector" به فارسی

انژکتور, افشانک, درجهانگر بهترین ترجمه های "injector" به فارسی هستند.

injector noun دستور زبان

Any of various devices that are used to inject something [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انژکتور

    type of pump

    and fuel injectors that explode and burn people alive

    انژکتور هاي موتورش منفجر ميشن و آدمها را زنده زنده ميسوزنند

  • افشانک

  • درجهانگر

  • ترجمه های کمتر

    • درفشانگر
    • درشانگر
    • (شخص یا چیزی که تزریق یا درفشانی می کند) خلاننده
    • (مکانیک) سوخت پاش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " injector " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "injector" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "injector" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه