ترجمه "injurious" به فارسی

مضر, ناروا, آزارگر بهترین ترجمه های "injurious" به فارسی هستند.

injurious adjective دستور زبان

causing physical harm or injury; harmful [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مضر

    adjective

    Falling into such deep sleep can be injurious to health.

    فرو رفتن تو همچين خواب عميقي ميتونه براي سلامتي مضر باشه.

  • ناروا

    9 Blasphemy is defamatory, injurious, or abusive speech.

    ۹ کفرگویی جز افترا زدن، بدنام کردن و ناروا گفتن چیزی دیگر نیست.

  • آزارگر

  • ترجمه های کمتر

    • ستمگرانه
    • آسیب بخش
    • آسیب گر
    • تهمت آمیز
    • خسارت بار
    • زیان آور
    • زیان بخش
    • لطمه آور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " injurious " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "injurious" با ترجمه به فارسی

  • (صدمه ی بدنی یا روحی) آسیب · (عمل زیان آور به مال یا شهرت و غیره) زیان · آزار · آسیب · اجحاف · اسید · اهانت · توهین · جراحت · خسارت · خوارداشت · زخم · زیان · ستم · صدمه · ضرر · لطمه · ناروا · گزند
  • حوادث ناشی از کار
  • آسيبهاي دام · آسيبهاي نازيو · آسيبهاي گياهي · خسارت
  • آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن · سوختگي يخي · يخزدگي
  • آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن · سوختگي يخي · يخزدگي
اضافه کردن

ترجمه های "injurious" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه