ترجمه "inlay" به فارسی
خاتم کاری, طلاکوبی, (دندان پزشکی) پرکردگی قالبی دندان بهترین ترجمه های "inlay" به فارسی هستند.
inlay
verb
noun
دستور زبان
The material placed within a different material in the form of a decoration. [..]
-
خاتم کاری
nouna material placed within another material as decoration.
-
طلاکوبی
noun -
(دندان پزشکی) پرکردگی قالبی دندان
-
ترجمه های کمتر
- (رجوع شود به inlaid) مرصع کردن
- آب نقره دادن
- تزیین خاتم کاری شده (یا مرصع یا گوهرنشان)
- خاتم (کاری) کردن
- گوهرنشان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inlay " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن