ترجمه "innervate" به فارسی
(بخشی از بدن را عصب دار کردن) پی دار کردن, (عصب یا عضله و غیره را) انگیزاندن (و به حرکت یا عمل واداشتن), پی دادن بهترین ترجمه های "innervate" به فارسی هستند.
innervate
verb
دستور زبان
To supply (part of the body) with nerves [..]
-
(بخشی از بدن را عصب دار کردن) پی دار کردن
-
(عصب یا عضله و غیره را) انگیزاندن (و به حرکت یا عمل واداشتن)
-
پی دادن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " innervate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "innervate" با ترجمه به فارسی
-
بخش پی · تقویت پی · تهیه پی · در جایی از تن تحریک پی
-
تشجیع کردن · تقویت کردن · جرات دادن به · رجوع شود به innervate
-
بخش پی · تقویت پی · تهیه پی · در جایی از تن تحریک پی
-
بخش پی · تقویت پی · تهیه پی · در جایی از تن تحریک پی
-
تشجیع کردن · تقویت کردن · جرات دادن به · رجوع شود به innervate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن