ترجمه "innerve" به فارسی

تشجیع کردن, تقویت کردن, جرات دادن به بهترین ترجمه های "innerve" به فارسی هستند.

innerve verb دستور زبان

To imbue with nervous energy; to give increased force or courage to.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشجیع کردن

  • تقویت کردن

    verb
  • جرات دادن به

  • رجوع شود به innervate

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " innerve " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "innerve" با ترجمه به فارسی

  • (بخشی از بدن را عصب دار کردن) پی دار کردن · (عصب یا عضله و غیره را) انگیزاندن (و به حرکت یا عمل واداشتن) · پی دادن
  • بخش پی · تقویت پی · تهیه پی · در جایی از تن تحریک پی
  • بخش پی · تقویت پی · تهیه پی · در جایی از تن تحریک پی
  • (بخشی از بدن را عصب دار کردن) پی دار کردن · (عصب یا عضله و غیره را) انگیزاندن (و به حرکت یا عمل واداشتن) · پی دادن
  • بخش پی · تقویت پی · تهیه پی · در جایی از تن تحریک پی
اضافه کردن

ترجمه های "innerve" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه