ترجمه "inning" به فارسی
(بازی های بیس بال و کریکت) دور چوگان زنی, (جمع) زمین کشت ور شده, (معمولا جمع - عامیانه) دوران موفقیت بهترین ترجمه های "inning" به فارسی هستند.
inning
noun
دستور زبان
(baseball) A period of play in which members of a visiting baseball team attempt to hit a baseball pitched by the opposing home team until three players are called out, followed by a similar attempt by members of the home baseball team against the visiting team's pitching. There are nine or more innings in a regulation baseball game. [..]
-
(بازی های بیس بال و کریکت) دور چوگان زنی
-
(جمع) زمین کشت ور شده
-
(معمولا جمع - عامیانه) دوران موفقیت
-
ترجمه های کمتر
- (نادر) قابل کشت سازی زمین (از راه زه کشی و غیره)
- دوران بروبرو
- زمین بازگیری شده (از دریا و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inning " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inning" با ترجمه به فارسی
-
او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
-
برای همسر عزیزم که رنج دوری من را به خاطر نوشتن این کتاب تحمل میکرد و در مواقعی که برای نوشتن کتاب در اتاقم را میبستم من را همراهی میکرد ( برایم چای می آورد )
-
غرق در عرق، عرق ریزان
-
سر وقت، بهنگام
-
نامهای خدا در قرآن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن