ترجمه "inning" به فارسی

(بازی های بیس بال و کریکت) دور چوگان زنی, (جمع) زمین کشت ور شده, (معمولا جمع - عامیانه) دوران موفقیت بهترین ترجمه های "inning" به فارسی هستند.

inning noun دستور زبان

(baseball) A period of play in which members of a visiting baseball team attempt to hit a baseball pitched by the opposing home team until three players are called out, followed by a similar attempt by members of the home baseball team against the visiting team's pitching. There are nine or more innings in a regulation baseball game. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (بازی های بیس بال و کریکت) دور چوگان زنی

  • (جمع) زمین کشت ور شده

  • (معمولا جمع - عامیانه) دوران موفقیت

  • ترجمه های کمتر

    • (نادر) قابل کشت سازی زمین (از راه زه کشی و غیره)
    • دوران بروبرو
    • زمین بازگیری شده (از دریا و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inning" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "inning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه