ترجمه "innocence" به فارسی

معصومیت, پاکی, نادانی بهترین ترجمه های "innocence" به فارسی هستند.

innocence noun دستور زبان

Absence of responsibility for a crime. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معصومیت

    Look at the innocence. Look at the beauty in it.

    به معصومیت اش نگاه کنید. به زیبایی ای که درش هست نگاه کنید.

  • پاکی

    noun

    that the fellow is innocent

    او جوان پاکی است.

  • نادانی

  • ترجمه های کمتر

    • ناتبهکاری
    • ناخطاکاری
    • ندانی
    • (از نظر مذهبی) بی گناهی
    • (حقوق) بی تقصیری
    • (قدیمی) آدم بی گناه
    • بی بزهی
    • بی خبری
    • بی ریایی
    • رجوع شود به bluet
    • زود باوری
    • ساده دلی
    • ساده لوحی و زودگولی
    • صاف و سادگی
    • نداشتن حیله و تزویر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " innocence " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Innocence
+ اضافه کردن

"Innocence" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Innocence در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "innocence" با ترجمه به فارسی

  • (از نظر مذهبی) بی گناه · (حقوق) بی تقصیر · آدم بی گناه · آدم تازه کار و بی تجربه · آدم خامدست · آدم معصوم · اسم خاص مذکر (نام چند تن از پاپ های اعظم) · بدون · بی آزار · بی بزه · بی خبر · بی خطر · بی ریا · بی زیان · بی شیله پیله · بی ضرر · بی معصیت · بی گناه · بیگناه · خوش جنس · خوش خیم · زودباور · زودگول · ساده دل · ساده لوح · صاف و ساده · عاری از · فاقد · معصوم · نابزهکار · ناخطاکار · نادان · نیکوسرشت · پاک نهاد · گولو
  • اصل برائت
  • )هانگیب ای( ندرمش راکهانگ
  • رجوع شود به innocence · عصمت، برائت
  • بی غرض
  • (مسیحیت) روز طفلان معصوم (کودکانی که به دستور هرود کشته شدند)
  • ازروی بی تقصیری · ازروی بی گناهی · ازروی سادگی · بی گناهانه
  • (از نظر مذهبی) بی گناه · (حقوق) بی تقصیر · آدم بی گناه · آدم تازه کار و بی تجربه · آدم خامدست · آدم معصوم · اسم خاص مذکر (نام چند تن از پاپ های اعظم) · بدون · بی آزار · بی بزه · بی خبر · بی خطر · بی ریا · بی زیان · بی شیله پیله · بی ضرر · بی معصیت · بی گناه · بیگناه · خوش جنس · خوش خیم · زودباور · زودگول · ساده دل · ساده لوح · صاف و ساده · عاری از · فاقد · معصوم · نابزهکار · ناخطاکار · نادان · نیکوسرشت · پاک نهاد · گولو
اضافه کردن

ترجمه های "innocence" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه