ترجمه "innings" به فارسی
اراضی استحداث شده, زمین باز یافتی, زمین تازه از دریاگرفته بهترین ترجمه های "innings" به فارسی هستند.
innings
noun
دستور زبان
(baseball) Plural form of inning. [..]
-
اراضی استحداث شده
-
زمین باز یافتی
-
زمین تازه از دریاگرفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " innings " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "innings" با ترجمه به فارسی
-
او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
-
برای همسر عزیزم که رنج دوری من را به خاطر نوشتن این کتاب تحمل میکرد و در مواقعی که برای نوشتن کتاب در اتاقم را میبستم من را همراهی میکرد ( برایم چای می آورد )
-
غرق در عرق، عرق ریزان
-
سر وقت، بهنگام
-
نامهای خدا در قرآن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن