ترجمه "innkeeper" به فارسی
مسافرخانهچی, رستوران چی, صاحب مسافرخانه بهترین ترجمه های "innkeeper" به فارسی هستند.
innkeeper
noun
دستور زبان
The person responsible for the running of an inn, usually the proprietor. [..]
-
مسافرخانهچی
nounperson responsible for the running of an inn [..]
-
رستوران چی
-
صاحب مسافرخانه
nounAt that moment the innkeeper brought in an uncorked bottle of champagne, and glasses on a tray.
در همین لحظه صاحب مسافرخانه یک شیشه بازشده و چند گیلاس را بر روی سینی آورد.
-
ترجمه های کمتر
- قهوه چی
- متصدی هتل یا رستوران
- مسافرخانه چی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " innkeeper " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن