ترجمه "inoculation" به فارسی

تلقیح, مایه کوبی, (قراردادن ریز سازواره ها (میکرو ارگانیسم ها) در خاک یا کشت میکربی و غیره) در پیوند بهترین ترجمه های "inoculation" به فارسی هستند.

inoculation noun دستور زبان

(immunology) The introduction of an antigenic substance or vaccine into the body to produce immunity to a specific disease. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تلقیح

    noun

    they are inoculating themselves with the past.

    گذشته را در خود تلقیح میکنند.

  • مایه کوبی

    noun

    method of purposefully infecting a person with smallpox (Variola)

  • (قراردادن ریز سازواره ها (میکرو ارگانیسم ها) در خاک یا کشت میکربی و غیره) در پیوند

  • روشهاي تلقيح

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inoculation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inoculation" با ترجمه به فارسی

  • ماده تلقیحی
  • (برای ایجاد ایمنی وغیره) مایه کوبی کردن · (در فکر کسی) جایگیر کردن · (زیست شناسی - کشاورزی) ریز سازواره (میکرو ارگانیسم) را برای منظورهای گوناگون وارد خاک یا کشت میکربی و غیره کردن · (مجازی) تلقین کردن · تلقيح كردن · تلقیح کردن · درپیوند کردن · مقاوم کردن · نیوشاندن
  • تلقیح · روشهاي تلقيح
  • تلقیح کننده · تلقیحی
  • تلقيح دانه
  • تلقيح خاك
  • تلقیح کننده · مایه کوب
  • سرایت پذیر با مایه کوبی · قابل استفاده در مایه کوبی · قابل تلقیح · مایه کوب پذیر
اضافه کردن

ترجمه های "inoculation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه