ترجمه "inoperable" به فارسی
غیرعملی, ناکردنی, (جراحی) غیرقابل عمل جراحی (مثلا چون دیر شده است) بهترین ترجمه های "inoperable" به فارسی هستند.
inoperable
adjective
دستور زبان
incapable of being successfully surgically operated on [..]
-
غیرعملی
-
ناکردنی
-
(جراحی) غیرقابل عمل جراحی (مثلا چون دیر شده است)
-
انجام ناپذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inoperable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن