ترجمه "inoperative" به فارسی
پوچ, تعطیل, بدون قدرت اجرایی بهترین ترجمه های "inoperative" به فارسی هستند.
inoperative
adjective
دستور زبان
not working or functioning; either idle or broken [..]
-
پوچ
adjective -
تعطیل
noun -
بدون قدرت اجرایی
-
ترجمه های کمتر
- بی اثر
- بی قدرت
- بی هنایش
- خوابیده (کارخانه و غیره)
- ناکنش ور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inoperative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن