ترجمه "inquirable" به فارسی

پرسیدنی, جویا شدنی, قابل تحقیق بهترین ترجمه های "inquirable" به فارسی هستند.

inquirable adjective دستور زبان

Capable of being inquired into; subject or liable to inquisition or inquest.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرسیدنی

  • جویا شدنی

  • قابل تحقیق

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inquirable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inquirable" با ترجمه به فارسی

  • پرسشگر ، محقق، پژوهنده
  • تحقیقات محرمانه
  • (معمولا با: into) پرس و جو کردن · آگه خواست دادن · استعلام کردن · استفسار کردن · بازجویی کردن · تجسس کردن در · تحقیق کردن · جستار کردن · جویا شدن · رسیدگی کردن · سؤال کردن · واجیدن · وارسی کردن · پرسش کردن · پرسه کردن · پرسیدن
  • سوال کننده · پرسشگر
  • احتیاج داشتن
  • پرسشگر ، محقق، پژوهنده
  • پرسشگر ، محقق، پژوهنده
  • پرسشگر ، محقق، پژوهنده
اضافه کردن

ترجمه های "inquirable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه