ترجمه "insane" به فارسی
دیوانه, مجنون, احمقانه بهترین ترجمه های "insane" به فارسی هستند.
insane
adjective
دستور زبان
Exhibiting unsoundness or disorder of mind; not sane; mad; deranged in mind; delirious; distracted. [..]
-
دیوانه
adjectiveexhibiting unsoundness or disorder of mind
People said that he is insane.
مردم می گفتند او دیوانه است.
-
مجنون
adjectiveexhibiting unsoundness or disorder of mind
Hence, the pursuit of happiness through laughter is spoken of as “insanity.”
از این رو کسی که تصوّر کند شادی واقعی با خندیدن حاصل میشود «مجنون» خوانده شده است.
-
احمقانه
Why do I keep getting talked into insane choices?
چرا همه ش راضي ميشم از راه هاي احمقانه بريم ؟
-
ترجمه های کمتر
- دیوانگی
- احمق
- نامعقول
- به طور نامعقول
- بی عقل
- بی عقلانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insane " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "insane" با ترجمه به فارسی
-
مجنون
-
جنون
-
نوانخانه
-
دیوانه وار
-
(حقوق) عدم صلاحیت عقلانی (موقت یا دایم) · بی عقلی · جنون · حماقت · ديوانگى · دیوانه · دیوانگی · نامعقول بودن
-
انسان
-
دیوانه وار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن