ترجمه "insanity" به فارسی

ديوانگى, دیوانگی, دیوانه بهترین ترجمه های "insanity" به فارسی هستند.

insanity noun دستور زبان

The state of being insane; madness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ديوانگى

    noun

    state of being insane

  • دیوانگی

    noun

    He called his period of insanity six months' hard labour.

    وی این دوره دیوانگی شش ماهه را کار با اعمال شاقه میخواند.

  • دیوانه

    adjective

    abnormal mental or behavioral patterns

    People said that he is insane.

    مردم می گفتند او دیوانه است.

  • ترجمه های کمتر

    • جنون
    • حماقت
    • (حقوق) عدم صلاحیت عقلانی (موقت یا دایم)
    • بی عقلی
    • نامعقول بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " insanity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "insanity" با ترجمه به فارسی

  • احمق · احمقانه · به طور نامعقول · بی عقل · بی عقلانه · دیوانه · دیوانگی · مجنون · نامعقول
  • مجنون
  • جنون
  • نوانخانه
  • دیوانه وار
  • انسان
  • دیوانه وار
  • احمق · احمقانه · به طور نامعقول · بی عقل · بی عقلانه · دیوانه · دیوانگی · مجنون · نامعقول
اضافه کردن

ترجمه های "insanity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه