ترجمه "insatiability" به فارسی
تسکین ناپذیری, سیری ناپذیر بهترین ترجمه های "insatiability" به فارسی هستند.
insatiability
noun
دستور زبان
The condition of being insatiable [..]
-
تسکین ناپذیری
-
سیری ناپذیر
Lucky for me, my curiosity about the girl was insatiable.
از خوش شانسی من، کنجکاویم دربارهی آن دختر سیری ناپذیر بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insatiability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "insatiability" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به insatiable
-
ارضا نشدنی (یا نکردنی) · دله · دچار جوع دایم · سیرنشدنی (یا نکردنی) · سیری ناپذیر · ناسیرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن