ترجمه "inscribe" به فارسی

نوشتن, برنگاشتن, (در حافظه و غیره به طور پایدار) جایگیر کردن بهترین ترجمه های "inscribe" به فارسی هستند.

inscribe verb دستور زبان

(transitive) To write or cut words onto something, especially a hard surface; to engrave. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوشتن

    verb

    look at the words your ancestors inscribed in that ring

    به لغاتي که اجدادت روي حلقه نوشتن نگاه کن

  • برنگاشتن

  • (در حافظه و غیره به طور پایدار) جایگیر کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (روی چیزی نوشتن یا حک کردن با قلم و غیره) اندرنگاشتن
    • (نام کسی را در فهرست وارد کردن) ثبت نام کردن (رجوع شود به enroll)
    • (هندسه) محاط کردن
    • (کتاب و غیره را طی نوشته ی مختصری در یکی از صفحات اول به کسی تقدیم کردن) سپاس نویسی و امضا کردن
    • ثبت نام کردن
    • جایگزین کردن (رجوع شود به instill)
    • نامنویسی کردن
    • نقش كردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inscribe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "inscribe"

عباراتی شبیه به "inscribe" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "inscribe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه