ترجمه "insistency" به فارسی

پافشاری, اصرار بهترین ترجمه های "insistency" به فارسی هستند.

insistency noun دستور زبان

The quality of being insistent. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پافشاری

    noun

    We must insist upon one psychological fact peculiar to barricades.

    در یک امر روانشناسی که اختصاص به سنگرها دارد پافشاری کنیم.

  • اصرار

    noun

    They insisted on my paying the money.

    آنها اصرار کردند که من پول را بپردازم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " insistency " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "insistency" با ترجمه به فارسی

  • اصرار · اصرارورزی · دو پا را در یک کفش کردن · سماجت · لج کردن · هنجله (insistency هم می گویند) · پافشاری · کشتیار شدن
  • (روی چیزی) پیله کردن · (شدیدا) درخواست کردن · (مصرانه) ادعا کردن · ادعا کردن · اصرار ورزيدن · اصرار ورزیدن · اصرار کردن · اعلام کردن · خواستار شدن · دوپا را در یک کفش کردن · لج کردن · مصرانه خواستن · واسرنگیدن · پافشاری کردن · کشتیار شدن
  • باصرار · مصرانه
  • ثابت قدم بودن
  • توجه انگیز · تکراری · خواستار · دوپا در یک کفش کن · سرتق · سمج · مصر · مصرانه · مکرر · پافشار · پافشارانه · پژوژ · کشتیار · گریان
  • پافشاری
  • (روی چیزی) پیله کردن · (شدیدا) درخواست کردن · (مصرانه) ادعا کردن · ادعا کردن · اصرار ورزيدن · اصرار ورزیدن · اصرار کردن · اعلام کردن · خواستار شدن · دوپا را در یک کفش کردن · لج کردن · مصرانه خواستن · واسرنگیدن · پافشاری کردن · کشتیار شدن
  • (روی چیزی) پیله کردن · (شدیدا) درخواست کردن · (مصرانه) ادعا کردن · ادعا کردن · اصرار ورزيدن · اصرار ورزیدن · اصرار کردن · اعلام کردن · خواستار شدن · دوپا را در یک کفش کردن · لج کردن · مصرانه خواستن · واسرنگیدن · پافشاری کردن · کشتیار شدن
اضافه کردن

ترجمه های "insistency" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه