ترجمه "insistence" به فارسی
اصرار, پافشاری, سماجت بهترین ترجمه های "insistence" به فارسی هستند.
insistence
noun
دستور زبان
the state of being insistent [..]
-
اصرار
nounMy husband insisted and sent him to America for studies.
شوهر من اصرار داشت و او را به امریکا برای مطالعات فرستاده می شود.
-
پافشاری
nounWe must insist upon one psychological fact peculiar to barricades.
در یک امر روانشناسی که اختصاص به سنگرها دارد پافشاری کنیم.
-
سماجت
I have requested that at your insistence several times, sir.
به خاطر حرف سماجت شما چندين بار اين درخواستو دادم قربان?
-
ترجمه های کمتر
- اصرارورزی
- دو پا را در یک کفش کردن
- لج کردن
- هنجله (insistency هم می گویند)
- کشتیار شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insistence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "insistence" با ترجمه به فارسی
-
اصرار · پافشاری
-
(روی چیزی) پیله کردن · (شدیدا) درخواست کردن · (مصرانه) ادعا کردن · ادعا کردن · اصرار ورزيدن · اصرار ورزیدن · اصرار کردن · اعلام کردن · خواستار شدن · دوپا را در یک کفش کردن · لج کردن · مصرانه خواستن · واسرنگیدن · پافشاری کردن · کشتیار شدن
-
باصرار · مصرانه
-
ثابت قدم بودن
-
توجه انگیز · تکراری · خواستار · دوپا در یک کفش کن · سرتق · سمج · مصر · مصرانه · مکرر · پافشار · پافشارانه · پژوژ · کشتیار · گریان
-
پافشاری
-
(روی چیزی) پیله کردن · (شدیدا) درخواست کردن · (مصرانه) ادعا کردن · ادعا کردن · اصرار ورزيدن · اصرار ورزیدن · اصرار کردن · اعلام کردن · خواستار شدن · دوپا را در یک کفش کردن · لج کردن · مصرانه خواستن · واسرنگیدن · پافشاری کردن · کشتیار شدن
-
(روی چیزی) پیله کردن · (شدیدا) درخواست کردن · (مصرانه) ادعا کردن · ادعا کردن · اصرار ورزيدن · اصرار ورزیدن · اصرار کردن · اعلام کردن · خواستار شدن · دوپا را در یک کفش کردن · لج کردن · مصرانه خواستن · واسرنگیدن · پافشاری کردن · کشتیار شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن