ترجمه "insipidness" به فارسی
بیمزگی, بی مزه بودن, بی مزگی بهترین ترجمه های "insipidness" به فارسی هستند.
insipidness
noun
دستور زبان
A lack of distinctive, appealing, or energetic character; tastelessness; extreme blandness. [..]
-
بیمزگی
Christophe appreciated the acid freshness of such green frankness in contrast with the insipidity of the people who frequented the middle way
کریستف به شادابی ترش مزهٔ این صداقت بیپروا که با بیمزگی پیروان راه میانه تضاد داشت ازج مینهاد.
-
بی مزه بودن
-
بی مزگی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insipidness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "insipidness" با ترجمه به فارسی
-
بی مزگی
-
(مجازی) بی ملاحت · بی روح · بی مزه · بیمزه · لیوه · ملایم · نچسب · وشیل · ویشیل
-
(مجازی) بی ملاحت · بی روح · بی مزه · بیمزه · لیوه · ملایم · نچسب · وشیل · ویشیل
-
بی مزگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن