ترجمه "instancy" به فارسی
فوریت, ناگهگانی, آنی بودن بهترین ترجمه های "instancy" به فارسی هستند.
instancy
noun
دستور زبان
insistence, insistency [..]
-
فوریت
-
ناگهگانی
-
آنی بودن
-
ناگه آیندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " instancy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "instancy" با ترجمه به فارسی
-
براى مثال · مثلا · مثلاً
-
(حقوق) دادخواست · (در اصل) درخواست مصرانه · (مهجور) علت · اقامه ی دعوی · التماس شدید · انگیزه · به عنوان نمونه ذکرکردن · حالت · خصوصیات · شاهد · لحظه · مثال · مثال آوردن · مثل · مرحله · مصداق · مورد · نشان · نشان دادن · نشانگر بودن · نمونه · وضع · وهله · گام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن