ترجمه "insulting" به فارسی

توهین امیز, فحش امیز بهترین ترجمه های "insulting" به فارسی هستند.

insulting adjective noun verb دستور زبان

Containing insult, or having the intention of insulting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توهین امیز

  • فحش امیز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " insulting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "insulting" با ترجمه به فارسی

  • توهین
  • (ارتش) حمله ی غافلگیر کننده · (قدیمی) حمله · (قدیمی) مغرورانه رفتار کردن · (پزشکی : آسیب به بافت یا اندام و هر چیزی که موجب این آسیب باشد) افگار · (پهلوی) ویزاستن · اهانة · اهانت · اهانت کردن · برتاخت · برتاختن · توهين كردن به · توهین · توهین کردن · توهین کردن به · تک · حرف مفت · خوارداشت · خوارداشت کردن · دشنام · دشنام دادن · دشنام گفتن · ذلة · رودررویی · فگار · ناگهان تک · هتاکی · وهن · یورش بردن
  • کمدی توهینکننده
  • توهين كردن به يك ديگر
  • (ارتش) حمله ی غافلگیر کننده · (قدیمی) حمله · (قدیمی) مغرورانه رفتار کردن · (پزشکی : آسیب به بافت یا اندام و هر چیزی که موجب این آسیب باشد) افگار · (پهلوی) ویزاستن · اهانة · اهانت · اهانت کردن · برتاخت · برتاختن · توهين كردن به · توهین · توهین کردن · توهین کردن به · تک · حرف مفت · خوارداشت · خوارداشت کردن · دشنام · دشنام دادن · دشنام گفتن · ذلة · رودررویی · فگار · ناگهان تک · هتاکی · وهن · یورش بردن
  • توهين كردن به يك ديگر
  • (ارتش) حمله ی غافلگیر کننده · (قدیمی) حمله · (قدیمی) مغرورانه رفتار کردن · (پزشکی : آسیب به بافت یا اندام و هر چیزی که موجب این آسیب باشد) افگار · (پهلوی) ویزاستن · اهانة · اهانت · اهانت کردن · برتاخت · برتاختن · توهين كردن به · توهین · توهین کردن · توهین کردن به · تک · حرف مفت · خوارداشت · خوارداشت کردن · دشنام · دشنام دادن · دشنام گفتن · ذلة · رودررویی · فگار · ناگهان تک · هتاکی · وهن · یورش بردن
اضافه کردن

ترجمه های "insulting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه