ترجمه "insure" به فارسی

امضاکردن, بیمه کردن, تضمین کردن بهترین ترجمه های "insure" به فارسی هستند.

insure verb دستور زبان

(transitive) To provide for compensation if some specified risk occurs. Often agreed by policy (contract) to offer financial compensation in case of an accident, theft or other undesirable event. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • امضاکردن

    verb
  • بیمه کردن

    Besides, she's insured for twice the amount the jewels are worth.

    گذشته از اینها، او همه آن جواهرات را به دو برابر قیمت اصلی بیمه کرده است.

  • تضمین کردن

    verb

    I recall that you insured system protection against this.

    مطمئنم که تضمین کرده بودی این سیستم در مقابل چنین حملاتی ، ایمنه

  • ترجمه های کمتر

    • حتمی کردن
    • رجوع شود به ensure
    • مراقبت کردن در
    • مطمئن ساختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " insure " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "insure" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "insure" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه