ترجمه "insured" به فارسی
بیمه شونده, (معمولا با: the) بیمه گزار, بیمه شده بهترین ترجمه های "insured" به فارسی هستند.
insured
adjective
noun
verb
دستور زبان
Covered by an insurance policy. [..]
-
بیمه شونده
adjective noun -
(معمولا با: the) بیمه گزار
-
بیمه شده
We're talking about a guy who was insured by my client.
داریم راجب آدمی حرف میزنیم که توسط موکل من بیمه شده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insured " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
INSURED
-
بیمه شده
We're talking about a guy who was insured by my client.
داریم راجب آدمی حرف میزنیم که توسط موکل من بیمه شده.
عباراتی شبیه به "insured" با ترجمه به فارسی
-
هدش همیبرضاح لاح رد
-
سود بیمه پذیر · نفع قابل بیمه
-
قیمت کالا بیمه و کرایه تا بندر مقصد
-
)یتشادهب همیب لاقتنا تيلباق و یيوگباوج نوناق( اپیه
-
بیمه شونده
-
بیمه ضمانت اجرای قرارداد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن