ترجمه "insurgency" به فارسی
شورش, تمرد, طغیان بهترین ترجمه های "insurgency" به فارسی هستند.
insurgency
noun
دستور زبان
rebellion; revolt; the state of being insurgent [..]
-
شورش
nounBecause our hosts are tired of the insurgency.
به خاطر اینکه میزبانان ما از وضعیت شورش آمیز خسته شدن.
-
تمرد
noun -
طغیان
noun
-
ترجمه های کمتر
- حالت یا وضع شورش آمیز
- رجوع شود به insurgence
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insurgency " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "insurgency"
عباراتی شبیه به "insurgency" با ترجمه به فارسی
-
آدم شورشگر · آدم گردنکش · شورشی · طغیان گر · متمرد · پارتیزان · گردنکش · یاغی
-
تمرد · شورش · طغیان · قیام · گردنکشی · یاغی گری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن