ترجمه "insurmountable" به فارسی

غیر قابل عبور, (آنچه نتوان بر آن چیره شد) چیرگی ناپذیر, برطرف نشدنی بهترین ترجمه های "insurmountable" به فارسی هستند.

insurmountable adjective دستور زبان

Incapable of being passed over, surmounted, or overcome; insuperable; as, insurmountable difficulty or obstacle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غیر قابل عبور

    adjective
  • (آنچه نتوان بر آن چیره شد) چیرگی ناپذیر

  • برطرف نشدنی

  • ترجمه های کمتر

    • تفوق ناپذیر
    • شکست ناپذیر
    • فایق نیامدنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " insurmountable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "insurmountable" با ترجمه به فارسی

  • بطور غیرقابل تفوق · چنانکه بتوان برتری یافت چنانکه نتوان ازمیان برداشت
اضافه کردن

ترجمه های "insurmountable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه