ترجمه "intellection" به فارسی

تعقل, تفهم, خردورزی بهترین ترجمه های "intellection" به فارسی هستند.

intellection noun دستور زبان

(uncountable) The mental activity or process of grasping with the intellect; apprehension by the mind; understanding. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعقل

    noun
  • تفهم

    noun
  • خردورزی

  • ترجمه های کمتر

    • بینش
    • تفکر
    • اندیشه
    • فکر
    • نظر
    • با شعور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intellection " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intellection" با ترجمه به فارسی

  • عقل فعال
  • باهوش · عقلانی · عقلی · هوشی
  • آدم باهوش · تیزهوشی · خرد · خردمند · خردمندان · خردمندی · ذهن · عقل · فهم · قدرت تفکر · قوه درک · نیروی عقلانی (در برابر: غریزه یا درونراند instinct و احساس feeling) · هوش · هوشمند · هوشمندان · هوشمندی
  • آدم باهوش · تیزهوشی · خرد · خردمند · خردمندان · خردمندی · ذهن · عقل · فهم · قدرت تفکر · قوه درک · نیروی عقلانی (در برابر: غریزه یا درونراند instinct و احساس feeling) · هوش · هوشمند · هوشمندان · هوشمندی
اضافه کردن

ترجمه های "intellection" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه