ترجمه "intensity" به فارسی
شدت, شور, هیجان بهترین ترجمه های "intensity" به فارسی هستند.
intensity
noun
دستور زبان
the quality of being intense [..]
-
شدت
nounpower transferred per unit area, where the area is measured on the plane perpendicular to the direction of propagation of the energy
Jasper took a step forward, alarmed by the intensity of my sudden anxiety.
جاسپرآگاه از شدت عصبانیت ناگهانی من، قدمی به جلو برداشت.
-
شور
adjective noun -
هیجان
noun
-
ترجمه های کمتر
- سختی
- تنجش
- ستهمی
- شورمندی
- فربود
- تنش
- پرتنشی
- حادی
- نیرومندی
- (فیزیک : میزان صدا یا گرما یا نور یا جریان برق برحسب سنجه های مربوط به هر یک از آنها) شدت
- تندو تیزی
- جوش و خروش
- رجوع شود به saturation
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intensity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intensity" با ترجمه به فارسی
-
(اقتصاد) سرمایه بر (نیازمند به سرمایه گذاری زیاد و معمولا کارگر کم - در مقایسه با labor intensive یا کاربر که نیاز به کارگران زیاد دارد)
-
توليد فشرده · زراعت كارخانهاي · زراعت متراکم · كشاورزي صنعتي · كشاورزي متراكم
-
شدت کار
-
زیادی · سختی · شدت
-
بهرهبرداري متراكم اراضي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن