ترجمه "intenseness" به فارسی
سختی, شدت, زیادی بهترین ترجمه های "intenseness" به فارسی هستند.
intenseness
noun
دستور زبان
The characteristic of being intense; intensity. [..]
-
سختی
The less spread of sail in the phrase, the more intensity in the blow.
هرچه بسط کلام کمتر باشد، سختی ضربت بیشتر خواهد بود.
-
شدت
I thought about snapping poor Mike myself, and enjoyed the mental picture intensely.
به اینکه مایک بیچاره را. خودم عصبانی کنم اندیشیدم، از تصور آن به شدت لذت بردم.
-
زیادی
Seawater desalination is energy-intensive no matter how you slice it.
نمکزدایی از آب دریا هرطور که بهش نگاه کنید انرژی زیادی مصرف میکنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intenseness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intenseness" با ترجمه به فارسی
-
(اقتصاد) سرمایه بر (نیازمند به سرمایه گذاری زیاد و معمولا کارگر کم - در مقایسه با labor intensive یا کاربر که نیاز به کارگران زیاد دارد)
-
توليد فشرده · زراعت كارخانهاي · زراعت متراکم · كشاورزي متراكم
-
شدت کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن