ترجمه "intensely" به فارسی
سخت, شدیدا, شدیداً بهترین ترجمه های "intensely" به فارسی هستند.
intensely
adverb
دستور زبان
In an intense manner. [..]
-
سخت
adjectiveIt's the most intense physical competition in the world.
اين سخت ترين مسابقه فيزيكي در تمام جهانه.
-
شدیدا
because of Clyde she had an intense desire to strike her.
در آن لحظه به خاطر کلاید شدیدا میل داشت سیلی محکمی به صورت مار تا بزند.
-
شدیداً
adverbLinda experienced an intense fear of man whenever she engaged in the ministry.
هر بار که لیندا به موعظه میرفت، ترس از مردم شدیداً بر او غالب میشد.
-
ترجمه های کمتر
- بشدت
- زیاد
- جدا
- بطور جدی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intensely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intensely" با ترجمه به فارسی
-
(اقتصاد) سرمایه بر (نیازمند به سرمایه گذاری زیاد و معمولا کارگر کم - در مقایسه با labor intensive یا کاربر که نیاز به کارگران زیاد دارد)
-
توليد فشرده · زراعت كارخانهاي · زراعت متراکم · كشاورزي صنعتي · كشاورزي متراكم
-
شدت کار
-
زیادی · سختی · شدت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن