ترجمه "Intense" به فارسی

شدید, شدید, سخت بهترین ترجمه های "Intense" به فارسی هستند.

Intense
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شدید

    adjective

    Intense mental concentration has a curious way of blotting out what has passed.

    تمرکز ده نی شدید به طرز عجیبی وقایع را از ذهن پاک میکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Intense " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

intense adjective دستور زبان

Strained; tightly drawn; kept on the stretch; strict; very close or earnest; as, intense study or application; intense thought. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شدید

    adjective

    As intense as his anger was, his fascination with chess proved stronger.

    او به همان اندازه که به خشم آمده بود، اشتیاقش به بازی شطرنج هم شدید شده بود.

  • سخت

    adjective

    It's the most intense physical competition in the world.

    اين سخت ترين مسابقه فيزيكي در تمام جهانه.

  • شديد

    The machine forms an intense beam of light.

    ماشين به يه نورافکن شديد از نور شکل يافته

  • ترجمه های کمتر

    • پرشور
    • حاد
    • مهیج
    • ژرف
    • ستهم، ستنبه، ستیهنده
    • نفس گیر
    • تیره
    • آتشین
    • ستهم
    • شورمند
    • فربود
    • پراحساسات
    • پرصمیمیت
    • پرفعالیت
    • پرحرارت
    • جوشی
    • (رنگ) سیر
    • تند و تیز
    • پر تنش
    • پر زور

عباراتی شبیه به "Intense" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Intense" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه