ترجمه "intensify" به فارسی

(عکاسی - با به کار بردن آبگونه های تارساز فیلم را پررنگ تر و تارتر کردن) تار کردن, بر شدت (چیزی) افزودن, تشدید کردن بهترین ترجمه های "intensify" به فارسی هستند.

intensify verb دستور زبان

(transitive) To render more intense; as, to intensify heat or cold; to intensify colors; to intensify a photographic negative; to intensify animosity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (عکاسی - با به کار بردن آبگونه های تارساز فیلم را پررنگ تر و تارتر کردن) تار کردن

  • بر شدت (چیزی) افزودن

  • تشدید کردن

  • ترجمه های کمتر

    • تند و تیز کردن یا شدن
    • حاد کردن یا شدن
    • ستهم کردن یا شدن
    • سخت کردن
    • شدید کردن
    • فربود کردن یا شدن
    • پرتنش کردن یا شدن
    • گود کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intensify " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intensify" با ترجمه به فارسی

  • (دستور زبان) موکد · (عکاسی : آبگونه ای که تاری فیلم را بیشتر می کند) تارساز · تارگر · تاکیدی · تشدید کننده · ستهم گر · فربودگر
اضافه کردن

ترجمه های "intensify" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه