ترجمه "intensive" به فارسی

شديد, تند, شدید بهترین ترجمه های "intensive" به فارسی هستند.

intensive adjective noun دستور زبان

Thorough, to a great degree, with intensity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شديد

    More intense and profound than I have ever felt.

    خيلي شديدتر و ژرف تر از اونچه که من تا حالا حسش کرده بودم

  • تند

    adjective adverb

    Listen, are you sure you don't think that colour's a little bit intense?

    شنيدين ، واقعاً بنظرت اين رنگ کمي تند نمياد ؟

  • شدید

    adjective

    Some intense associations of a most distressing nature were vividly recalled, I think.

    فکر میکنم تداعی شدید و آزاردهنده به گونهای روشن صورت گرفته است.

  • ترجمه های کمتر

    • تنجشگر
    • فربود
    • فربودگر
    • فزونگر
    • پرتنشگر
    • پرنیرو
    • (بیمارستان) وابسته به بخش آی - سی - یو (بخش پرتیمار)
    • (دستور زبان) تاکیدی
    • (کشاورزی) تنجیده
    • (کلاس درس) فشرده
    • ستهم شونده
    • شدید شونده یا کننده
    • پرنیاز [labor-intensive و energy-intensive]
    • پسوند: پرمصرف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intensive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intensive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "intensive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه