ترجمه "intendment" به فارسی
قصد, خواست, (حقوق) منظور و معنی قانون بهترین ترجمه های "intendment" به فارسی هستند.
intendment
noun
دستور زبان
(law) the sense in which the legal system interprets something, especially the intention of legislation [..]
-
قصد
nounFor the time being, I intend to stay at a hotel.
در حال حاضر قصد دارم در هتل بمانم.
-
خواست
It is what happened, but it's not what I intended.
چرا اينطوري بوده ، ولي من نميخواستم اين اتفاق بيفته.
-
(حقوق) منظور و معنی قانون
-
(قدیمی) منظور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intendment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intendment" با ترجمه به فارسی
-
(جمع) منویات · (حقوق) از نظر قانونی تفسیر کردن · (قدیمی) متوجه کردن (فکر یا نگاه) · آهنگ (کاری را) کردن · آهنگ داشتن · آهنگ، عزم اراده انجام کاری کردن، نیت · اختصاص دادن · اراده کردن · بر آن بودن · برای کسی (یا چیزی) بودن · خواستن · در نظر داشتن · در نظر گرفتن · رساندن · قصد داشتن · معنی دادن · نیت داشتن · هنجیدن · یازیدن
-
بدون توجه به قرابت اسمی
-
(به ویژه در فرانسه) اداره · سرپرستی · مباشرت
-
سرپرستان · قلمرو سرپرست (intendency هم می گویند) · مباشران · مدیران
-
آتیه · آینده · در آینده
-
(به ویژه در آمریکای لاتین) مدیر · سرپرست · ناظر · پیشکار
-
خیال داشتن
-
(عامیانه) نامزد · آینده · در نظر گرفته شده · قصد شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن