ترجمه "intended" به فارسی
(عامیانه) نامزد, آینده, در نظر گرفته شده بهترین ترجمه های "intended" به فارسی هستند.
intended
adjective
noun
verb
دستور زبان
Planned. [..]
-
(عامیانه) نامزد
-
آینده
adjective nounMiss Pitty told us they hadn't intended announcing it till next year
خانم پیتی گفت که قرار بود این خبر سال آینده اعلام به شه
-
در نظر گرفته شده
-
قصد شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intended " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intended" با ترجمه به فارسی
-
(جمع) منویات · (حقوق) از نظر قانونی تفسیر کردن · (قدیمی) متوجه کردن (فکر یا نگاه) · آهنگ (کاری را) کردن · آهنگ داشتن · آهنگ، عزم اراده انجام کاری کردن، نیت · اختصاص دادن · اراده کردن · بر آن بودن · برای کسی (یا چیزی) بودن · خواستن · در نظر داشتن · در نظر گرفتن · رساندن · قصد داشتن · معنی دادن · نیت داشتن · هنجیدن · یازیدن
-
(حقوق) منظور و معنی قانون · (قدیمی) منظور · خواست · قصد
-
بدون توجه به قرابت اسمی
-
(به ویژه در فرانسه) اداره · سرپرستی · مباشرت
-
سرپرستان · قلمرو سرپرست (intendency هم می گویند) · مباشران · مدیران
-
آتیه · آینده · در آینده
-
(به ویژه در آمریکای لاتین) مدیر · سرپرست · ناظر · پیشکار
-
خیال داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن