ترجمه "intend" به فارسی
آهنگ داشتن, بر آن بودن, خواستن بهترین ترجمه های "intend" به فارسی هستند.
intend
verb
دستور زبان
(obsolete) To stretch to extend; distend. [..]
-
آهنگ داشتن
verbto fix the mind upon a goal
-
بر آن بودن
verbto fix the mind upon a goal
-
خواستن
verb
-
ترجمه های کمتر
- اراده کردن
- رساندن
- آهنگ، عزم اراده انجام کاری کردن، نیت
- هنجیدن
- یازیدن
- (جمع) منویات
- (حقوق) از نظر قانونی تفسیر کردن
- (قدیمی) متوجه کردن (فکر یا نگاه)
- آهنگ (کاری را) کردن
- اختصاص دادن
- برای کسی (یا چیزی) بودن
- در نظر داشتن
- در نظر گرفتن
- قصد داشتن
- معنی دادن
- نیت داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intend " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intend" با ترجمه به فارسی
-
(حقوق) منظور و معنی قانون · (قدیمی) منظور · خواست · قصد
-
بدون توجه به قرابت اسمی
-
(به ویژه در فرانسه) اداره · سرپرستی · مباشرت
-
سرپرستان · قلمرو سرپرست (intendency هم می گویند) · مباشران · مدیران
-
آتیه · آینده · در آینده
-
(به ویژه در آمریکای لاتین) مدیر · سرپرست · ناظر · پیشکار
-
خیال داشتن
-
(عامیانه) نامزد · آینده · در نظر گرفته شده · قصد شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن