ترجمه "intempestive" به فارسی

بیجا, بیموقع, نابهنگام بهترین ترجمه های "intempestive" به فارسی هستند.

intempestive adjective دستور زبان

(now rare) Untimely, happening at an inappropriate moment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیجا

  • بیموقع

  • نابهنگام

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intempestive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "intempestive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه