ترجمه "intemerate" به فارسی

پالوده, پاک, بی ناموس نشده بهترین ترجمه های "intemerate" به فارسی هستند.

intemerate adjective دستور زبان

(rare) pure, undefiled, chaste [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پالوده

    noun
  • پاک

    adjective
  • بی ناموس نشده

  • دست نخورده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intemerate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "intemerate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه