ترجمه "intemperate" به فارسی
بی اعتدال, نامعتدل, مفرط بهترین ترجمه های "intemperate" به فارسی هستند.
intemperate
adjective
verb
دستور زبان
Lacking moderation, temper or control [..]
-
بی اعتدال
adjective -
نامعتدل
-
مفرط
-
ترجمه های کمتر
- میخواره
- شدید
- نامعتدل در میخوارگی
- نامیان وار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intemperate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intemperate" با ترجمه به فارسی
-
افراط
-
ازروی افراط · با زیاده روی · بطور نامعتدل · تند
-
افراط · بی اعتدالی · زیاده روی · زیاده روی در میخواری · نامیانه روی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن