ترجمه "interdictory" به فارسی

بازدارنده, متضمن نهی, نهی امیز بهترین ترجمه های "interdictory" به فارسی هستند.

interdictory adjective

being prohibited, interdicted. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازدارنده

  • متضمن نهی

  • نهی امیز

  • نهی کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interdictory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "interdictory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه